ثبت نام ترم تابستان شروع شد، تماس بگیرید 09193631098

 
بسته
(0) کالا
هیچ محصولی در سبد خرید شما وجود ندارد.
بخش های آکادمی فوتبال دُرفَک البرز
    فیلترها
    Preferences
    جستجو

    تکامل تاکتیکی منچسترسیتی پپ گواردیولا

    تکامل تاکتیکی منچسترسیتی پپ گواردیولا

    تکامل تاکتیکی منچسترسیتی پپ گواردیولا

    پپ گواردیولا

    وقتی پپ گواردیولا به لیگ برتر رسید، علامت سوال‌هایی در مورد موفقیت سبک فوتبال معروف او که بر مالکیت توپ تسلط داشت، در انگلیس وجود داشت. بله، او با بارسلونا و بایرن مونیخ جام‌های زیادی برده بود. اما در اسپانیا او لیونل مسی بزرگ را داشت، در حالی که بایرن عادت کرده بود که مرتباً بوندس‌لیگا را ببرد، مهم نبود چه کسی سرمربی باشد. بنابراین وقتی فصل اول او در سیتی بدون هیچ جامی و کسب مقام سوم در لیگ برتر به پایان رسید، شاید هر منتقدی فکر می‌کرد که حق با او بوده است. اما قطعاً اینطور نبود.

    آمار او در سیتی باورنکردنی است. بیست جام: شش قهرمانی لیگ برتر، یک قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا، پنج قهرمانی جام اتحادیه، سه قهرمانی جام حذفی، یک قهرمانی جام باشگاه‌های جهان، یک قهرمانی سوپرجام و سه قهرمانی جام خیریه. یک فصل رکورددار ۱۰۰ امتیازی در لیگ برتر (۲۰۱۷/۱۸)، چهار قهرمانی متوالی و بی‌نظیر در لیگ برتر انگلیس. چهار قهرمانی متوالی در جام اتحادیه. اولین باشگاهی که به چهار فینال متوالی جام حذفی رسید. اولین باشگاهی که در انگلیس سه‌گانه داخلی کسب کرد. یک سه‌گانه قاره‌ای در ۲۰۲۲/۲۳. و در پایان، یک دوگانه داخلی شامل جام حذفی و جام اتحادیه.

    اما شاید حتی مهم‌تر از این جام، سبکی بود که سیتیِ گواردیولا با آن به موفقیت خود دست یافت. او به کشوری آمد که به خاطر فوتبال فیزیکی‌اش مشهور بود، جایی که ریسک‌پذیری در خط دفاعی برای مدت طولانی در این بازی منفور بود. با این حال، نفوذ او به حدی بود که «بازیسازی از خط دفاعی» در تمام سطوح بازی در انگلیس رایج شد، که تنها یک نمونه بارز از نفوذ مربیگری اوست.


    در اینجا، مربیان دارای مجوز یوفا، دوران حضور او در سیتی، از جمله رویکردهای تاکتیکی و تغییرات مختلف او در آن دهه قابل توجه، و همچنین جنبه‌های بازی که تحت نظر یکی از بزرگان تمام دوران ثابت مانده است را تجزیه و تحلیل کرده‌اند.


    جابجایی مدافعان کناری Inverting the full-backs:


    یکی از اولین اولویت‌های پپ گواردیولا هنگام پیوستن به منچسترسیتی، حفظ سبک بازی مورد علاقه‌اش بود: مالکیت کنترل‌شده، پاس‌های کوتاه و بازی‌سازی از عقب زمین. در چند پنجره نقل و انتقالات اول، سیتی هزینه‌های زیادی را صرف مدافعان کناری کرد و کایل واکر، دانیلو، بنجامین مندی و الکساندر زینچنکو را به خدمت گرفت. دیگر پاسورهای خوب، از جمله جان استونز و آیمریک لاپورت، به خط دفاعی اضافه شدند، همانطور که دروازه‌بانان، کلودیو براوو و ادرسون، نیز به این تیم اضافه شدند.


    از اینجا، گواردیولا به سرعت مشخص کرد که چگونه می‌خواهد تیمش از عمق بازی‌سازی کند، که اغلب به معنای جابجایی یک مدافع کناری به هافبک مرکزی از شکل اولیه ۴-۳-۳ بود. این مدافع کناری در کنار تک‌محور اولیه - فرناندینیو در فصول اولیه گواردیولا و سپس رودری - یک بار اضافی کلیدی در خط میانی ایجاد می‌کرد، جایی که بسیاری از حریفان با سه بازیکن بازی می‌کردند (به منطقه مستطیل آبی که در نمودار زیر مشخص شده است مراجعه کنید). در نتیجه، سیتی از داشتن چهارمین تیم در مالکیت توپ در لیگ برتر در فصل قبل از ورود گواردیولا، به رتبه اول در هر 10 فصل مربیگری او رسید.

    آنالیز تیم منچسترسیتی پپ گواردیولا درفک البرز

    به عنوان مثال، در فصل 2017/18، سیتی به طور متوسط ​​70 درصد مالکیت توپ را در اختیار داشت، و فابیان دلف (تصویر بالا) و زینچنکو به ویژه هنگام چرخش از سمت چپ پا تأثیرگذار بودند. لاپورته به عنوان یک مدافع میانی چپ پا نیز مکمل این تیم بود - او اغلب با پاس‌های اطراف بلوک حریف، لروی سانه، وینگر، را پیدا می‌کرد یا پاس‌های معکوس را به خط میانی می‌داد و بین خطوط به داوید سیلوا دسترسی می‌داد. سیتی در خط میانی مسلط بود - درست همانطور که خود گواردیولا به عنوان بازیکن دوست داشت عمل کند - و اطمینان حاصل می‌کرد که سبک او به سرعت اجرا می‌شود، در حالی که مدافعان قوی و تنومندی مانند واکر، استونز و لاپورت را در عمق تیم خود داشت که می‌توانستند تأثیر ضدحملات حریف را محدود کنند. حضور میکل آرتتا به عنوان یکی از دستیارانش نیز در کمک به گواردیولا برای تطبیق سبک مورد علاقه‌اش با لیگ برتر مهم بود. این امر تضمین می‌کرد که تیمش همچنان می‌تواند با قرار دادن تعداد زیادی بازیکن در فاصله 10 تا 20 یاردی از بازیکن صاحب توپ، به ویژه در مناطق میانی، مالکیت توپ را حفظ کند.


    آزاد کردن شماره هشت‌ها Freeing the number eights

     


    یکی دیگر از پیامدهای مثبت تغییر مدافعان کناری از طریق دو شماره هشت سیتی در شکل 4-3-3 حاصل شد. با انتقال مدافعان کناری به خط میانی، امثال کوین دی بروین، داوید سیلوا و ایکای گوندوگان می‌توانستند بین خطوط جلوتر حرکت کنند. از این موقعیت جلوتر، آنها می‌توانستند با ویژگی‌های مربوط به توپ خود، خط دفاعی را بسیار مستقیم‌تر تحت تأثیر قرار دهند، در حالی که حریفان را نیز به عقب می‌کشاندند و به سیتی اجازه می‌دادند که کاملاً بر منطقه مسلط شود. پاس‌های رو به جلوی ظریف سیلوا، پاس‌های عمقی و توانایی نفوذ او در محوطه جریمه، موقعیت‌های زیادی ایجاد کرد. گوندوگان هم همینطور بود، اما او به عنوان یک دونده اضافی، به محوطه جریمه حریف حمله می‌کرد تا گل‌های با ثبات و اغلب مهمی را به ثمر برساند. دی بروینه همچنین می‌توانست پاس‌های عمقی مرگبار و همچنین یک تهدید برای دروازه حریف - معمولاً با ضربات از راه دور - فراهم کند. با این حال، گواردیولا به تبدیل دی بروینه به یکی از بهترین هافبک‌های تهاجمی کمک کرد.

    Freeing the number eights

    حداکثر عرض از وینگرها لروی سانه، رحیم استرلینگ یا ریاض محرز - یا بازیکنانی از جمله فیل فودن و برناردو سیلوا که در این نقش استفاده می‌شدند - فضای بیشتری را برای شماره هشت‌های گواردیولا ایجاد کرد تا در کانال‌های داخلی شکوفا شوند، در حالی که وینگرها مدافعان کناری حریف را مشغول نگه می‌داشتند. همراه با برتری عددی سیتی در میانه زمین، هشت‌ها اغلب آزاد بودند و سپس دی بروین می‌توانست از سمت راست عبور کند. این بلژیکی همچنین با استفاده از فضای خالی پشت سر که با پرش مدافع کناری حریف به وینگر دریافت‌کننده سیتی ایجاد می‌شد، چندین بار به سمت عقب حرکت کرد.

    دی بروین اغلب به فرار از جلو تشویق می‌شد - مدافع کناری سیتی در سمت او تنگ‌تر می‌شد و به بلژیکی اجازه می‌داد با دویدن‌های تنگ‌تر به داخل محوطه جریمه نفوذ کند و سپس سانتر‌های اولیه را انجام دهد (تصویر بالا). با توجه به اینکه وینگرهای سیتی در دریبل زدن و حمل توپ بسیار مؤثر بودند، مرتباً شماره هشت خود را به عقب می‌راندند و با توپ به جلو حرکت می‌کردند. سپس دی بروین به عمق می‌رفت و برای اولین بار از کانال داخلی و از موقعیتی کمی عقب‌تر سانتر می‌کرد. علاوه بر دقت بالای او، تعداد بازیکنان سیتی در سمت مقابل تضمین می‌کرد که آنها آماده و قادر به حمله به این سانتر‌ها هستند، و اغلب مهاجمان نوک، سرخیو آگوئرو و گابریل ژسوس، و همچنین وینگر و بازیکن شماره هشت سمت دیگر، آنجا بودند تا کار را تمام کنند. پاس رو به عقب به دی بروین اغلب محرکی برای خط دفاعی حریف بود تا به بیرون بروند، که فضای مناسبی را برای هدف قرار دادن و یافتن دویدن‌های به موقع به سمت فضاهای میانی یا پشت مدافعین حریف ایجاد می‌کرد.

    شماره 9 کاذب: 


    پس از آگوئرو، و پیش از ارلینگ هالند، گواردیولا برای مدتی بدون یک مهاجم نوک سنتی بازی می‌کرد. در عوض، سیتی با فودن، محرز، سیلوا، گوندوگان یا دی بروین در نقش مهاجم مرکزی بازی می‌کرد. با این حال، همه آنها به دنبال این بودند که از موقعیت شروع بالا به سمت توپ برگردند و از خط دفاعی حریف فاصله بگیرند. این رویکرد شماره ۹ کاذب، راهی جایگزین برای تسلط بر مرکز زمین به سیتی داد و بار عددی مورد نظر گواردیولا را حفظ کرد - اصل یافتن و تسلط بر مالکیت توپ از طریق «بازیکن آزاد».

    در نتیجه این، مدافعان کناری بسیار کمتر به سمت عقب متمایل شدند و خط دفاعی گواردیولا از نظر موقعیت‌یابی به عنوان یک مدافع چهار نفره سنتی‌تر عمل کرد. اما با عقب کشیدن شماره ۹ کاذب، سیتی هنوز به تهدیدهایی از جهت دیگر نیاز داشت. این معمولاً از طریق دویدن‌های وینگر به پشت، که بیشتر برای دریافت توپ از خط حمله، به سمت پا و همچنین هنگام حرکت به جلو (به فودن، در زیر مراجعه کنید) انجام می‌شد. این حرکات متضاد به خوبی زمان‌بندی شده بودند و برای زمانی که سیتی به لطف عقب رفتن شماره ۹ کاذب خود، مدافعان میانی حریف را به سمت بیرون می‌کشید، ایده‌آل بودند.

    شماره 9 کاذب منچسترسیتی پپ گواردیولا

     

     

    اما برای آزاد کردن و تسلط بر مرکز زمین، سیتی هنوز به عرض زمین نیاز داشت. در حالی که هر دو وینگر به دنبال حمله بیشتر به داخل بودند، مدافعان کناری گواردیولا به جلو حرکت می‌کردند و با اورلپ کردن، پس از تثبیت مالکیت توپ در نیمه حریف، عرض حمله را ایجاد می‌کردند. واکر و مندی برای این نقش‌ها ایده‌آل بودند، و ژائو کانسلو و زینچنکو، بازیکنان انعطاف‌پذیر، نیز از کناره‌ها پشتیبانی خوبی ارائه می‌دادند. پس از اینکه مهاجم اصلی سیتی عقب‌نشینی کرد، چرخش‌های مرکزی بیشتری صورت گرفت تا بازیکنان مختلف در موقعیت‌های حمله مرکزی قرار گیرند. به این ترتیب، سیتی برای حریف بسیار دشوار بود که صرفاً به صورت نفر به نفر بازی کند یا بازیکنان خاصی را پوشش دهد. تیم گواردیولا بدون اینکه لزوماً به گلزن‌هایی مانند آگوئرو یا هالند تکیه کند، به گلزنی‌های زیادی ادامه داد. در عوض، آنها گل‌ها را در سراسر تیم، به ویژه آنهایی که در نقش نه کاذب بودند، پخش کردند.

     

    احیای دو هافبک محوری Revitalising the double pivot

     

    گواردیولا در شکل تهاجمی 3-4-2-1 که در ابتدای دوران مربیگری خود استفاده می‌کرد، به دو هافبک میانی بازگشت، به خصوص زمانی که برخی از تیم‌های حریف در ضدحملات خود مقابل سیتی عملکرد بهتری داشتند. ورود انزو مارسکا به عنوان دستیار او در این امر نقش داشت. در برابر حریفان فیزیکی‌تر، سیتی گواردیولا بار دیگر خود را وفق داد تا بتواند مالکیت توپ را در اختیار داشته باشد و در زیر آن ایمن بماند. با این حال، به جای انتقال یک مدافع کناری به خط میانی، مدافعان میانی گواردیولا در طول بازی‌سازی تغییر موقعیت دادند و از تک‌محور فعلی رودری حمایت کردند. فرناندینیو به طور خلاصه این نقش را زمانی که به عنوان مدافع میانی استفاده می‌شد، ایفا کرد، اما این نقش توسط استونز (تصویر زیر) به تصویر کشیده شد و مانوئل آکانجی نیز در صورت نیاز مورد استفاده قرار گرفت.

    نقش 5 کاذب در منچسترسیتی پپ گواردیولا

    سپس خط دفاعی به سه نفر در عقب تغییر موقعیت داد و دو محور دوباره به جلو راندن شماره هشت‌های سیتی برای حمایت از خط حمله کمک کردند. دی‌بروین به ویژه در آن زمان توانست با هالند ارتباط برقرار کند و زوج تهاجمی کلیدی سیتی را تشکیل دهد. با این حال، بازگشت اصلی در انتقال دفاعی بود و سیتی از نظر دفاعی بسیار مستحکم بود. قد و توانایی‌های هوایی استونز (یا آکانجی) به خوبی در اطراف رودری عمل می‌کرد، و خط دفاعی زیر آن نیز بیش از حد قادر به مقابله با بازی مستقیم و همچنین ضدحملات سریع و هدفمند بود.

     

    تغییر گواردیولا در اینجا برای گنجاندن مدافعان میانی بیشتر در ترکیب تیمش، با استفاده از آکانجی و ناتان آکه در دفاع چپ، که برای حمایت از مدافع میانی - معمولاً روبن دیاس - به داخل می‌خزیدند، کمک کرد.

    در حالی که مدافع میانی دیگر کاملاً به خط میانی متعهد شده بود. واکر نیز به داخل زمین رفت تا با استفاده از تجربه بازی در خط دفاعی سه نفره در تیم ملی انگلیس، پوشش فوق‌العاده‌ای در برابر هر وینگر سرعتی در کنار خود به سیتی بدهد. گواردیولا از این نقطه، تسلط تیمش بر مالکیت توپ و توانایی ایجاد موقعیت را حفظ کرد، اما با یک ساختار دفاعی ارتقا یافته در زیر توپ. پس از آن تصادفی نبود که این سازگاری منجر به موفقیت‌های بزرگ در اروپا در برابر برخی از بهترین تیم‌های انتقالی شد.

    حملات نزدیک و باریک Narrow attacks

    گواردیولا سپس به یک سیستم دو محوری سنتی‌تر و ثابت‌تر روی آورد، با رودری و برناردو سیلوا که به خوبی با هم کار می‌کردند، در حالی که مشکلات مصدومیت مانع از تغییر موقعیت سایر بازیکنان از مدافع میانی یا مدافع کناری می‌شد. سیتی اکنون با یک سیستم 4-2-3-1 مستحکم حمله می‌کرد، دی بروین هالند را تغذیه می‌کرد و مهاجمان کناری که به دنبال ورود به داخل و پشتیبانی از اینجا بودند. این راه را برای آخرین سازگاری‌های گواردیولا با سیتی هموار کرد.

    جرمی دوکو و آنتوان سمنیو - که ترجیح می‌دهند توپ را از کناره‌ها دریافت و حمل کنند - به خط حمله سیتی اضافه شدند، در حالی که دی بروین از تیم جدا شد. سپس گواردیولا به دنبال پر کردن فضاهای بین خطوط با بازیکنانی بود که از جاهای دیگر می‌آمدند. سیتی از شماره ۱۰ خود، فیل فودن، عمر مرموش یا رایان چرکی، همگی به عنوان رابط زیر نظر هالند استفاده می‌کرد و بازیکنانی مانند برناردو سیلوا و تیجانی رایندرز از عمق به آنها می‌دویدند. یا شماره ۱۰ از یک فضای وسیع به داخل می‌آمد و حرکات روان بدون توپ به شماره هشت‌ها کمک می‌کرد تا در موقعیت‌های خوبی بین خطوط قرار بگیرند، همانطور که در سال‌های گذشته اتفاق می‌افتاد.

    این نسخه اخیر از سیتی گواردیولا همچنین شامل دویدن از عمق زیاد بود و اعضای خط دفاعی به حمله می‌پیوندند (تصویر زیر). ماتئوس نونس زیر نظر گواردیولا به دفاع راست تبدیل شد و از عمق به حمله می‌پرداخت، در حالی که به هافبک‌هایش نیز اجازه می‌داد تا با حرکت به سمت هافبک، به جلو حرکت کنند. نیکو اورایلی، محصول آکادمی، از دفاع چپ به فضاهای بین خطوط حمله می‌کرد. با تجربه بازی به عنوان مهاجم در دوران جوانی، اوریلی اغلب به عنوان سومین شماره 10 در کنار دوکو بازی می‌کرد. او همچنین از کانال داخلی چپ، درست مانند دی بروین از سمت دیگر، سانتر‌های باریک انجام می‌داد و در موقعیت‌های گلزنی قرار می‌گرفت.

    حمله باریک و نزدیک سیتی پپ گواردیولا

    این تغییر، تعداد زیادی از بازیکنان میانی را در موقعیت‌هایی برای پرس متقابل فوری و تهاجمی قرار داد، هر زمان که سیتی در فاز تهاجمی خود مالکیت توپ را از دست می‌داد. گواردیولا به جای تکیه بر یک خط دفاعی تهاجمی و فیزیکی، بیشتر به بازیکنان میانی تکیه کرد تا ضدحمله‌ها را در مبدا متوقف کند، که احتمالاً تحت تأثیر ورود پپ لیندرز به عنوان یکی از دستیارانش بود. تغییرات قابل توجهی در ساختار بدون مالکیت توپ آنها ایجاد شد، زیرا آنها با سیستم 4-4-2 لوزی یا 4-2-3-1 بسیار باریک‌تر دفاع می‌کردند.

    یکی از ویژگی‌های ثابت سیتی گواردیولا، توانایی آنها در بازیسازی از عمق و ایجاد جریانی مداوم از پاس‌های کوتاه از طریق حرکت عالی و پشتیبانی در اطراف توپ بود. و البته، توانایی کسب جام سال به سال. جایگزین او برای تکرار این موضوع با چالش بزرگی روبرو خواهد بود.

    برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تاکتیک‌های فوتبال و کسب بینش از مربیان برتر، هر هفته به سایت آکادمی فوتبال درفک البرز مراجعه کنید.

     

    برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تاکتیک های فوتبال و کسب بینش از مربیان در بالاترین سطح، سایت های فوراستادی 4STUDY.IR ، ساکر آکادمی، وبلاگ باشگاه و مدرسه فوتبال درفک البرز را  مطالعه کنید.   

    باشگاه و مدرسه فوتبال درفک البرز، به عنوان بهترین مدرسه فوتبال کرج تلاش دارد تا همگام با تمرینات بهترین آکادمی های فوتبال دنیا جلو رفته و استعدادهای بهتررا به فوتبال ملی و باشگاهی ایران معرفی کند. شما نیز می توانید عضو باشگاه درفک البرز شده و در مسیر حرفه ای شدن قدم بردارید.

     

    ثبت نام در بهترین باشگاه و مدرسه فوتبال استان البرز و کرج

     

    نظر خود را وارد نمایید.